فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

زرد زخم

1393/4/5 16:01
281 بازدید
اشتراک گذاری

 جینگیلیه مامان الان تو خواب نازی منم از فرصت استفاده کردم زودی اومدم خندونک آخه خداییش وقت نمیکنم

ماشاالله پسمل مامان شیطونی نمیشه ازت غافل شد اصلا یه لحظه تنها نمیمونی همش باید کنارت

باشیم وگرنه جیغ و داد و گریه رو سر میدی آرام تو چند روز گذشته همش در حال دکتر رفتن و آزمایش

گرفتن ازت بودیم روی شکمت به اندازه ی کف دست زخم شده بود و پوست پوست خیلی ناجور شده بود

اولش به اندازه ی یه عدس پوست شکمت کنده شده بود منم فکر کردم خودت با ناخنت خراش انداختی

که حالا پوستش کنده شده ولی توی دو سه روز سمت راست شکمت زخمش بیشتر و بیشتر شد بعد

هی تاول میزد یواش یواش دستاتو کمرت و یه کم از پاتم زخم و پوست پوست شد با بابایی رفتی پیش

متخصص کودکان که بهت دو تا پماد و یه شربت داد آزمایش خون و نمونه گیری نوشت برات و گفت بعد از

انجام آزمایشات باید به دکتر پوستی که خودش معرفی کرد نشونت بدیم آزمایش و نمونه گیریت و بیمارستان

بقیه الله انجام دادیم سر آزمایش خونت نگران بودم از اینکه اذیت شی ولی انقد دکترش خوب و راحت ازت

خون گرفت که فقط آخرش یه کم گریه کردی بعدم که دوباره با بابایی رفتین پیش دکتر پوست آخه من

سرکار بودم بابایی گفت دیگه شما نمیخواد مرخصی بگیری پسرمه خودم همه ی کاراشو انجام میدم خندونک

دکتر پوستم گفته بود این زرد زخمه و پماد دیگه نزنین فقط با شامپوی بچه روزی دوبار زخماش و شست

و شو بدین همین روند و ادامه دادیم الان خدا رو شکر خیلی پوستت خوب شده قبل از اینم پوستت یا

قرمز میشد یا دون دون میشد که اونم دکتر گفت چیز خاصی نیست و به مرور خوب میشه فقط دکتر

آزمایشگاه علت زرد زخم و نیش حشره تشخیص داد که من خودم فک میکنم از نیش این پشه خونیا بوده

که اینطوری شدی هر چی بود به خیر گذشت جینگیل نمکیه خودم

                 

اینم یه عکس از اون زخم کوچولوهات

      

نوشته شده در تاریخ 1393/4/15 ساعت 1:30 بامداد

پسندها (6)

نظرات (10)

میترا(مامان مهران)
17 تیر 93 18:09
انشاالله گل پسرمان سالم باشد
میترا
18 تیر 93 14:00
چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟ بیایید گاهی بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟
الهام مامان تيانا
19 تیر 93 0:36
سلام فاطيما جان خوبي عزيزم؟ چقدر نگران شدم اما خدارو شکر به خير گذشته.مواظب گل پسري باش. همچين اتفاقهايي از چشم خوردن هم ميشه،اسفند دود بده براش . مممنون الهام جونم آره خداروشکر به خیر گذشت چشم بوس برای مامان الهام و تیانا جونیش
الهام مامان تيانا
19 تیر 93 0:37
ماشالله به گل پسرم که بزرگ شده ،11 ماهه شدنت مبارک عزيزم انشالله 100 سالگيت خاله جون 1 ماه دیگه مونده ایشاالله
فاطیما
19 تیر 93 1:10
سلام مامانی امیر حسین جونی. من و گل پسرم آقا یوسف اومدیم وبلاگ شما مهموی. یلی هم بهمون خوش گذشت ولی نمیدونم چرا هیچ کدوم از عکسا وامون باز نشد. ما شما رو با افتخار لین میکنیم شما هم اگه دوست داشتین ما رو لینک کنید. فاطیما جونم ممنون که بهمون سر زدین خوشحالمون کردین شما هم با افتخار لینک شدین
مامان امیرعلی
22 تیر 93 9:19
وای عزیزم طفلکی چقدر اذیت شده خداراشکر علتشو پیدا کردین ممنون از حضورتون
زهرا
25 تیر 93 0:48
اخی انشالله دیگه از این چیزا واست پیش نیاد خاله جون ممنون از حضورتون
مامانِ بهار
25 تیر 93 17:49
وای خدا نکنه مریض بشی عزیزم . انشالله همیشه سلامت باشی ممنون دوست خوبم
مامان امیرصدرا
26 تیر 93 14:13
اخی عزیزم ایشالله که خوب شدی بله خاله جون ممنون که اومدین پیشمون
مامان هامين
27 تیر 93 0:37
عزيز دلم انشاءالله كه بلا دو باشه و هميشه تندرست باشي mamnoon dooste khoobam